یه مسافرت کوچولو
سلام مامانی عزیزم این مدت که نبودیم با بابایی رفتین تبریز آخه بابایی بازم ماموریت داشت که این دفعه ماهم باهاش رفتیم و کلی خوش گذشت از اونجام خوشگلم واست لباس گرفتم که واست عکسش میذارم بعدش بریم سراغ عکسا ولی زیاد ازت عکس نگرفتم ببین نفسم سر دستمال کاغذی چی آورده آیهانکم منتظر غذا ...
نویسنده :
مامان مهسا
13:15







